اس ام اس های عاشقانه و اشعار زیبا (سری13)
آدما بازي رو دوست دارن ، اين دست توئه كه انتخاب كني اسباب بازيشون باشي يا هم بازيشون.
احساس سوختن به تماشا نمی ارزد آتش بگیر تا بدانی چه می کشم.
با لمس عشق و محبت می توان شیطان را از قلبها بیرون راند.
گر چه راه صعب است، اما تو به صعود ادامه بده ، شاید قله در یک قدمی تو باشد.
کیسه کوچک چایی تمام عمر دلباخته ی لیوان بود، ولی هر بار که حرف دلش را می زد صدایش در آب جوش می سوخت ... کیسه کوچک
چای با یک تیکه نخ رفت ته لیوان و حرف دلش را آهسته گفت ؛ ... لیوان سرخ شد!
باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد
عکس تو خنده به لب داشت ولی،
اشک چشم مرا جاری کرد
چقدر غریبانه به لحظه هایم رنگ شادی زدی و رفتی. تو را هیچ وقت از خاطر نمی برم که تو آشناترین غریبه من بودی
تقديم به آنكه دارمش دوست
تقديم به آنكه قلبم از اوست
اگر مهتاب از تن بركند پوست
جدا هرگز نگردد يادم از دوست
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هر جا همين رنگ است؟؟
صداقت يعني از مرز افق ها
به قصد ديدن رويت گذشتن
ميان كوچه هاي سبز احساس
به دنبال قدم هاي تو گشتن
نجابت يعني از باغ نگاهت
به رسم عاطفه يك پونه چيدن
ميان سايه روشن هاي احساس
تو را از پشت يك آئينه ديدن
خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
مائيم كه يا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم
نيمكت كهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولين بارش زمستاني
از ذهن پاك كرده است
خاطره شعرهايي را كه هرگز نسروده بودم
خاطره آوازهايي را كه هرگز نخوانده بودي
وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی.
که بس دور است بین ما ....
رفیق من سنگ صبور غمهام / به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشگی نمی فهمه چه حالی دارم / چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از خیلیا / خیلی دلم گرفته از خیلیا ...
خدايا شاهد تنهايي ام باش
بين غم ها تنها ناجي ام باش
پر پرواز من ديريست بسته
تو بگشا و در آزادي ام باش
اسير موج هاي تند خشمم
تو آرام دل دريايي ام باش
دل خسته خريداري ندارد
تو خواهان صفاي ذاتي ام باش
در اين آشفته بازار محبت
تو تنها شاهد ارزاني هم باش
آسمان رنگ خدا گشت بيا پر بزنيم
باغ خورشيد پراز چلچله ها گشت بيا سر بزنيم
فصل مهمان شدن پنجره ها يادت هست
پشت در جاي غريبيست بيا در بزنيم
يک نفر باز مرا در خود من مي خواند
پر پرواز نداريم که پرپر بزنيم
باز از مزرعه من بوي علف مي شنوم
جاي پروانه چه خاليست بيا پر بزنيم
سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريک همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه مي گذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا.
نمي خواهم بجز من دوست دار ديگري باشي
نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند
نمي خواهم كسي نامش بر لبهاي تو بنشيند
نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هست
فهرست SMS های جدید

هیچ نظری موجود نیست:
نظرات جدید مجاز نیستند.